خرید بک لینک

✍️ مهرداد یاسمی
هفتم مردادماه 1405
«سوگ نامه»
به یاد آنان که نقاب خاک بر چهره کشیده‌اند و از هیاهوی جهان، تنها سکوت سنگین مزار را برگزیده اند.

«در ضیافت خاموش خاک»

داد و صد داد ، از آن دمی که قفس تنگ تن می‌شکند و پرنده، رها از قید زمان و مکان، به دیاری کوچ می‌کند که تنها میدانیم نامش «ابدیت» است.
آنانی که در زمان حاضر، «خاک سرد» را بالین خویش ساخته‌اند و در آغوشِ کشنده‌ی زمین، به خوابی ابدی فرو رفته‌اند، مگر از این دنیای مادی و خاکی چه می‌خواستند جز آرامشی که در هیاهوی زیستن، هرگز نیافتند؟

دیوارهای تنگ گور، نه زندان آنان، که خانه‌ی ابدیشان است؛ خانه‌ای که سقفش آسمان بی‌انتهای خداوندیست که تنها یک وجب با پیشانیشان فاصله دارد و در و دیوارش آغوش مهربان خاک گشته است.
آنان که روزگاری در گرمای خورشید می‌خندیدند ودر سایه سار درختان در تپش تند نبضشان، هزاران امید رنگین موج میزد ، اکنون در سکوتی سنگین، به نظاره‌ی گذر عمر ما نشسته‌اند.
چه غریبانه است که چشمان پر‌فروغشان، اکنون تنها تاریکی ابدی را در آغوش گرفته و لب‌های گرمشان که روزگاری مجلسی را به خنده میکشانید، در هم‌نشینی با خاک، به سکوتی بی‌اتمام تن سپرده است.

آیا هنوز هم در انزوای آن حجره‌های تاریک، صدای پای ما را می‌شنوند؟ آیا هنوز از شکاف ناپیدای میان دو عالم، به ما که در این‌سوی غفلت دست‌وپازنان، اسیر روزمرگی‌هاییم، می‌نگرند؟

دریغا که خاک، این بی‌وفای مهربان، همه‌چیز را در خود می‌بلعد؛ نام‌ها، عشقها ، خاطره‌ها، و آن‌همه شور زندگی که روزی در رگ‌هایشان جاری بود. و اکنون، تنها یادشان است که در جان ما می‌سوزد.
آنان که هم‌نشین دیوارهای تنگ‌اند، در اوج تنهایی، چه صبورانه به ابدیت لبخند می‌زنند. ما در پی زندگی می‌دویم و آنان در آغوش خاک، معنای حقیقی سکوت را معنا می‌کنند.

روانشان در خلوت ابدیت، قرین آرامشی باد که زمین سرد، به جان‌های خسته هدیه می‌دهد. یادشان در خاطر روزگار، تا ابد زخمی است که هرگز التیام نمی‌یابد.
تقدیم به انانی که اسیر و در بند خاک هستند
✍️مهرداد یاسمی
هفتم مرداد ماه یکهزار و چهارصد و پنج

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:31

صفحه بندی